5

سازمان مدیریت مقصد (DMO)

  • کد خبر : 1633
  • ۱۸ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۴:۱۰
سازمان مدیریت مقصد (DMO)
اگر به دنبال مسئول در مقاصد گردشگری دنیا بگردیم اکثرا به یک جواب واحد می رسیم : نهادی جدید به نام DMO یا همان سازمان مدیریت مقصد. DMO ها ابتدا بصورت تیم بازاریابی تبلیغات فعالیت می کردند و به مرور به سازمان‌های پیشرو با وظایف گسترده‌تر تبدیل شدند.

شاید وقتی که عمیق به مشکلات گردشگری ایران نگاهی بیندازیم به یک سوال اساسی برخورد کنیم

 مسئولیت گردشگری در ایران بر عهده کدام نهاد، ارگان یا سازمان است؟

اجازه بدهید با چند مثال توضیح دهم :

ما در ایران روستایی داریم به نام ماخونیک، مردمانی کوتاه قامت با قلب هایی بزرگ

که تمدنی ایجاد کرده اند متناسب با قامت های کوتاه خود ؛ از معماری خانه ها تا سبک لباس و آداب و رسوم.

و همین امر توجه گردشگران را به خود جلب کرده و باعث شده که با تبلیغات و عکس هایی که از این روستا در فضای مجازی منتشر شده، ماخونیک به یک مقصد پر مخاطب گردشگری تبدیل شود.

حال تصور کنید روستایی که هیچ ساختار مدیریتی و دانشی برای میهمانپذیری گردشگر را نداشته، با تبلیغات گسترده و ناخواسته ای مواجه می شود. قطعا هیچ گونه برنامه و زیر ساختی برای درآمدزایی از گردشگران ندارند  و طبعا گردشگران هیچ منفعتی برای آنها نخواهند داشت.

حضور گردشگران با فرهنگ های متفاوت از جامعه محلی بهمراه ایجاد ازدحام و شلوغی، کاهش منابع و افزایش مصرف و در نهایت افزایش هزینه زندگی اثرات مخربی برای روستای ماخونیک به همراه خواهد داشت.

حال گردشگری که می توانست روزی رونق و توسعه را به همراه خود بیاورد جز ویرانی چیزی عاید جوامع محلی نمی کند.

روستایی که میتوانست الگویی دانش محور برای طراحی سازه های دسترس پذیر برای تمام کوتاه قامتان جهان گردد و دانش حاصل از سالها ایجاد این تمدن را در اختیار جهانیان بگذارد بصورت ناخواسته و آرام از بین خواهد رفت.

از این دست مثالها کم نداریم.

روستای سر آقا سید که دارای پتانسیل های بالایی برای گردشگری است و باید شان و قدرت مردم محلی را در جدال و همزیستی با طبیعت به گردشگران بیاموزد.

 گردشگران می توانند  در روستای سر آقا سید به وضوح تاثیرات آب و هوایی و شرایط اقلیمی را در سبک زندگی ، آداب و رسوم ، معماری و خلاقیت های ناشی از جبر محیطی یاد بگیرند و یا حتی تجربه کنند.

این روستا به مرکز درآمدی برای برگزار کنندگان تور  بدل گشته، در شرایطی که کمترین منفعت به جامعه محلی می رسد و مردم محلی در شرایط مالی  ضعیفی به سر می برند.

این مردمان شریف حقی دارند به نام” حق بهره مالکانه ” که شرعا و عرفا می توانند در یک ساختار قانونی از گردشگر ورودی به روستا دریافت کنند.

مهرداد مرکزی؛ فعال گردشگری

اما آیا این ساختار قانونی برای آنها ایجاد شده ؟

اگر این حق دریافت می شود بر چه اساسی بین ذینفعان عادلانه تقسیم می گردد؟!

جالب است بدانید روستای سرآقا سید محصولی دارد به نام کرفس کوهی که در پایان زمستان از دل برف می روید و با قیمت بسیار زیادی در بازار به فروش می رسد و گاها برداشت بی رویه  و غیر مجاز به پوشش گیاهی منطقه آسیب وارد می کند.

که اگر متولیان امر،  زیرساخت مناسب را ایجاد می کردند، جشنواره کرفس هر ساله می توانست گردشگران را نیز در دل زمستان به این روستا بیاورد و جوامع محلی می توانستند از طریق :

  • اسکان مسافر در اقامتگاههای بومگردی
  • تورهای کرفس چینی در برف
  • و ازبابت میزان کرفس چیده شده توسط گردشگر

کسب درآمد کنند و با مدیریت صحیح برداشت بی رویه کرفس کوهی را کنترل کنند.

اما مسئولیت با کدام نهاد و ارگان و سازمان است؟

مثال بعدی هم نام آشناست. بعد از زمین لرزه سال ۹۷ سر پل ذهاب، تور گردشگری سیاه با هدف بازدید از مناطق زلزله زده اتفاق افتاد که با انتقادهای تندی حتی از رسانه ملی روبرو شد.

اما اگر به اخبار همان زمان نگاه کنیم می بینیم که سازمانهای امداد رسان از مردم تقاضا می کنند که حتی برای کمک هم، با خودرو های شخصی به مناطق زلزله زده مراجعه نکنند زیرا که با انسداد راه ها، امداد رسانی با مشکل مواجه می گردد و مدیریت بحران با بحران جدیدی روبرو می شود.

اما مردمی که مراجعه می کردند اکثرا چه کسانی بودند؟

 اینفلوئنسر ها، کنشگران و فعالان اجتماعی ، خیرین، سلبریتی ها مانند بازیگران و فوتبالیست ها و…

افرادی که می توانند به دلیل حمایت های خود جامعه محلی را تحت تاثیر قرار دهند و حضور خود را در هنگام کمک رسانی اثبات کنند.

در این میان طراحی تور هایی امکانپذیر بود که نه تنها قادر بودند بحران را از شرایط بد موجود کم کنند بلکه درآمد ناشی از آن تورها صرف بازسازی مناطق زلزله زده می شد.

ولی متاسفانه وقتی کلمه تور شنیده می شود، در افکار عموی عمدتا تورهای تفریحی و شادی متبلور می گردد.

همچنین عدم وجود یک سازمان متولی، جهت ایجاد هدایت و مدیریت تورها، گردشگری را با مشکل روبرو کرده است.

بازمی گردیم به سوال اول مان :

مسئولیت  گردشگری در ایران بر عهده کدام نهاد و یا ارگان و سازمان است؟

اگر به دنبال مسئول در مقاصد گردشگری دنیا بگردیم اکثرا به یک جواب واحد می رسیم :

نهادی جدید به نام DMO یا همان سازمان مدیریت مقصد.

DMO  ها ابتدا بصورت تیم بازاریابی تبلیغات فعالیت می کردند و به مرور به سازمان‌های پیشرو با وظایف گسترده‌تر تبدیل شدند.

DMO ها :

  • برنامه‌ریزی استراتژیک مقصد
  • هماهنگی و مدیریت طیف گسترده‌ای از فعالیت‌ها و ذینفعان را انجام می دهد
  • DMOترکیبی از سهامداران مختلف در یک ساختار حاکمیتی و تحت اهداف و شرایط مشترک ایجاد می کنند.

این نهاد جدید تضمین می کند مقامات مختلف، همه ذینفعان و متخصصان مربوطه تحت یک استراتژی منسجم و یک چشم انداز جمعی، هماهنگ می شوند و یک هدف مشترک را برای رقابت پذیری و پایداری مقصد دنبال می کنند.

 DMO وظیفه دارد ساکنان و جامعه محلی را در سیاست گردشگری و فرآیند تصمیم گیری و اجرایی با یک رویکرد مشارکتی درگیر کند.

آنها در اصل فصل مشترک بخش عمومی ، بخش خصوصی و مردم هستند.

اما اگر بخواهیم سازمان DMO  را در ایران پیدا کنیم به ۳ سازمان میرسیم:

  • دفاتر منطقه ای وزارت میراث فرهنگی
  • شهرداری ها
  • ستاد سفر استانها

دفاتر منطقه ای وزارت میراث که در حال حاضر بیشتر به نگهداشت وضعیت موجود و نظارت و صدور مجوز ها می پردازند و هیچ تعهد و برنامه ای برای تبلیغ و مدیریت مقصد ندارند و متاسفانه هیچ راهکار مشارکتی برای سیاستگذاری، برنامه ریزی استراتژیک و آینده نگری گردشگری ارائه نکرده و در یک نظام کارمندپرور که هیچ گونه تمایل و انگیزه ای به رشد ندارند گیر افتاده اند ضمن اینکه هیچ ساختار مالی و عملیاتی برای درگیر کردن و مشارکت ذینفعان ندارد.

ستاد سفر ها با اینکه مردم در آنها مشارکت ندارند ولی تقریبا همه ذینفعان را در بر می گیرد اما فقط در یک بازه زمانی ویژه نوروز تشکیل می شوند و به مدت ۱۵ روز در عملکرد ستاد نوروزی فعالیت دارند و نه پرسنل ثابت دارند و نه استراتژی بلند مدتی برای تبلیغات و مدیریت مقصد و از طرفی به دلیل اینکه با محوریت استانداری تشکیل می شود سعی در یک مدیریت کلی دارد و سیاست ویژه ای برای هر مقصد گردشگری بصورت مجزا ندارد.

اما شهرداری ها؛

به نظر میرسد شهرداری ها جایگاه مناسبتری برای تبدیل شدن به DMO را دارند و این امر به خاطر تعهدات خدمات تفریحی، رفاهی و  فرهنگی است که شهرداری ها برای شهروندان انجام می دهند  اما به دلیل اینکه ساختاری برای ادغام و مشارکت ذینفعان و توزیع عادلانه سهم بین آنها را در بخش گردشگری ندارند و توان محدودی از طرف حاکمیت برای برنامه ریزی گردشگری دارد نمی تواند به عنوان DMO شناخته شود.

نکته حائز اهمیت این است که DMO  می تواند یک نهاد حکومتی نباشد و حتی یک بخش خصوصی فعالیت DMO  را انجام دهد با این شرط که قدرت کافی برای پیشبرد برنامه ها به او داده شود.

یکی از پروژه های خوبی که در کشور می توانست پایه گذاری DMO را انجام دهد پروژه “شهر گردشگر” بود که در گام اول با هدف قراردادن طراحی برند مقصد، هویت گردشگری مقصد گردشگری را ایجاد و در گام دوم با برندینگ یعنی نگهداشت جایگاه برند با تبلیغ و ترویج آن، مسیری که از تجربه جهانی برای شکل گیری DMO  بدست آمده را بپیماید.

اما به نظر میرسد شکاف دانشی بین متولیان مقصد و مجریان پروژه نتوانسته زمینه لازم برای عملیالتی شدن آن را نهایی کند.

هدف ما از این گزارش شناسایی و معرفی مشکلات گردشگری برای پیدا کردن بهینه ترین راه حل هاست.

لینک کوتاه : https://rahbalad.news/?p=1633

درج نظر

مجموع دیدگاهها : 4در انتظار بررسی : 4انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تحریریه در سایت منتشر خواهد شد.
  • نظرهایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • نظرهایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهند شد.